حكيم ابوالقاسم فردوسى

438

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

كه سرشت مردم از پيوند آن دور بود و كسى گمان به پيوند يافتن « 1 » آن نمىبرد . دو هزار سال بر آن بگذشته بود « 2 » . ليك من به آن گوينده آفرين گفتم ، زيرا كه راه پيوند آن را گشود . اگر چه او بجز اندكى از آن را نپيوست و يكى از هزاران بزم و رزم را بگفت ، ليك همو اين گوينده را راهنما گشت . و اين چنين بود كه او از مهتران ، ارج و گنج بيافت . ليك از خوى بد خود در رنج بود . و اگر چه او پيوسته ستايشگر شاهان بود و در اين ستايشگرى ، افسر نامداران گشته بود ولى سرواد او سست بود . پس من سرودن اين نامه را به مُرْوا « 3 » گرفتم و ساليان بسيارى رنج بردم . ليك هيچ بخشندهء سرافرازى را بر تخت كيان نديدم . پس بجز خاموشى هيچ راهى نبود . باغى ديدم پر از درخت كه نشستنگاه مردم نيكبخت بود . ليك در هيچ‌جايى در آن پيدا نبود و تنها نام شاهى بر آن بود « 4 » . و از آنجا كه من بر آن بودم كه چنان كه سزاوار آن باغ است از آن بگذرم ، و اگر راه تنگ بود ، آن را شايستهء گذشتن نمىديدم پس بيست سال آن سخن را نگاه داشتم تا ببينم آيا چه كسى سزاوار اين گنج است . سرانجام ابو القاسم - شاه محمود با فرّ و بخشش ، آن شهريار گيتى كه تاج شاهنشاهان از او تازه شد و ماه و كيوان نيز او را نماز مىبرند - بيآمد و بر تخت داد بنشست . و براستى كه چه كسى شاهى به مانند او به ياد دارد ؟ پس نام او همچون تاجى بر آغاز اين نامه گشت و به فرّ او دل تيره‌ام به سپيدى پيلسته شد . همانا كه از آن هنگام كه گيتى بوده است ، هيچ نامورى به بخشش و دانش و فرّ و هنر او نبوده و از شاهان پيشين برتر است . در پيش او دينار با خاك برابر مىباشد . به گاه بزم و رزم هيچ باكى ندارد . زر را به هنگام بزم و تيغ را به هنگام رزم از جويندهء آن دريغ نمىدارد .

--> ( 1 ) - مراد از پيوند يافتن در اينجا تأليف شدن و به سامان آمدن است . ( 2 ) - در اينجا حكيم فردوسى زمان گشتاسپ را حدود 1000 ق . م . دانسته است . ليك اين امر با توجه به قراين تاريخى بسيارى صحيح نمىباشد و گشتاسپ در حدود 600 ق . م . بوده است . ( 3 ) - مُروا به پارسى به معناى فال نيك است . ( 4 ) - مراد نام « شاهنامه » است .